سابقه استفاده از مواد افزودني در ساخت و ساز بسيار طولاني است. معروف است كه روميان از چربي هاي حيواني، شير و خون براي بهبود مشخصات مصالح ساختماني خود استفاده مي كرده اند. استفاده از اين مواد عمدتا به بهبود كارايي مي انجاميد، علاوه بر آن خون به دليل دارا بودن هموگولوبين مي توانست به نوعي توليد حباب هاي هوا بنمايد كه دوام مصالح ساختماني را بهبود مي بخشيد. چيني ها از خمير برنج، روغن تانگ و ملاس براي بهبود خواص مصالح استفاده مي كردند. در ايران نيز از تخم مرغ، خاكستر كوره حمام، پشم حيوانات و مواد مشابه براي ساخت ساروج و بهبود ويژگيهاي مصالح مورد استفاده در ساخت و ساز استفاده مي نمودند. معماران قديمي با استفاده از اين مواد شاهكارهايي در دوره هاي مختلف تاريخي را بنا كرده اند كه شايد بدون استفاده از اين مواد ساخت اين سازه ها امكان پذير نمي بود. نمونه هايي از اين سازه ها گنبد پانتئون رم در دوران امپراطوري رم كه در زمان خود بلندترين ارتفاع گنبد را داشته است و طاق عباسي طبس دوره صفويه كه بلندترين سد دوقوسي دنيا در زمان خود بوده است و گنبد سلطانيه زنجان كه در زمان خود بزرگترين گنبد آجري دنيا بود و اكنون بعد از سانتاماريا دلفيوره و اياصوفيه سومين گنبد بزرگ دنيامي باشد. استفاده از اين مواد در برخي ساخت و سازهاي سنتي هنوز هم ادامه دارد.

پس از انقلاب صنعتي و تحول روشهاي ساخت و ساز از يك سو و نياز به سازه هاي خاص با ويژگيهاي جديد از سوي ديگر فصل جديدي در كاربرد استفاده از مواد افزودني ايجاد نمود. انديشه تحقيق و مطالعه درباره افزودني ها بعد از توليد صنعتي سيمان در نيمه دوم قرن نوزدهم و شناخت تركيبات و فرايند هيدراسيون، ابتدا در مراكز علمي و آكادميك مورد بررسي قرار گرفت و به تدريج كاربرد آنها در صنعت رواج پيدا كرد. روان كننده ها، زودگير كننده ها، كند گير كننده ها و حباب سازها به عنوان افزودني هاي شيميايي متداول در نخستين سالهاي دهه سوم قرن بيستم اختراع شدند. قديمي ترين مستند علمي و فني معتبر حكايت از آن دارد كه روان كننده بر پايه نفتالين فرمالدهيد سولفونات اولين تركيب آلي است كه در سال 1932 توسط يك شركت آمريكايي اختراع و ثبت گرديد و سپس در طول دهه هاي 1930 و 1940 مصرف روان كننده هاي ديگر كه بر اساس ليگنوسولفوناتها بودند رواج پيدا كرد. پس از آن در حدود سالهاي 1950 بود كه مشتقات آلي ديگري مثل هيدروكسي كربوكسيليك، تركيبات پليمري و اسيدهاي چرب رواج يافتند. بعضي از مواد افزودني ديگر نظير حباب سازها بطور اتفاقي با مشاهده و بررسي دوام بعضي رويه هاي بتني در شمال آمريكا كشف شد. داستان كشف اين مواد به اين ترتيب بود كه بررسي ها نشان مي داد بعضي از اين رويه ها در برابر شرايط محيطي سرما و يخبندان پايايي بيشتري دارند. رجوع به مدارك فني پروژه و انجام آزمايشها نشان داد كه در تهيه سيمان اين بخش از رويه هاي بتني از چربي گاو به عنوان كمك آسياب در عمليات سايش و آسياب كردن كلينكر استفاده شده است. بررسي هاي جديدتر نشان داد كه اين سيمان ها به دليل توليد حباب هاي هوا موجب افزايش دوام بتن در برابر چرخه ذوب و يخ شده است.

انتشار گزارش هاي علمي و مقالات پژوهشي در مورد افزودني هاي شيميايي در سال هاي دهه 40 ميلادي آغاز شد كه از ميان آنها مي توان به نخستين گزارش تفضيلي كميته فني شماره 212 موسسه ACI در سال 1944 و اولين سمپوزيم ASTM با عنوان اثر افزودني هاي كاهنده آب و كنترل گيرش بتن در سال 1959 اشاره كرد.

متعاقب اين سمپوزيم، موسسه ASTM استاندارد C494 را در سال 1962 تدوين نمود كه به موضوع افزودني هاي شيميايي بتن و معيارهاي پذيرش آن مي پرداخت. اين استاندارد به عنوان يكي از قديمي ترين استانداردهاي موجود در مورد مواد افزودني شيميايي بتن طي سالهاي مختلف با توجه به پيشرفتهاي انجام گرفته در دانش مواد افزودني و مبني بر تجربيات به دست آمده مورد بازنگري و تصحيح قرار گرفته است. آخرين نسخه اين استاندارد در سال 2011 به روز شده است. استانداردهاي مشابهي نيز در اروپا، استراليا، هند، ژاپن و ساير كشورهاي دنيا تدوين شده است.

اولين شواهد از كاربرد مواد افزودني شيميايي در ايران به دهه 1350 برمي گردد. در دهه 1360 كاربرد اين افزودني ها با گسترش چشم گيري مواجه نبود. از دهه 1370 به بعد مشخصا در ساخت سدهاي بتني روان كننده ها و مواد حباب ساز به كار رفته اند و در حال حاضر هم پروژه هاي سدسازي بزرگترين محل استفاده از اين نوع افزودني ها هستند. البته در ساخت اسكله هاي بتني و سازه هاي جنوب كشور مخصوصا به جهت لزوم ساخت بتن هاي پايا و با نسبت كم آب به سيمان، كاربرد فوق روان كننده ها اجتناب ناپذير است. با اين همه همانگونه كه قبلا ذكر شد در كشورمان ايران، ميزان مصرف مواد افزودني شيميايي تا متوسط درصد مصرف در كشورهاي ديگر در فاصله معناداري قرار دارد و خصوصا صنعت بتن آماده كه سهم قابل ملاحظه اي از توليد و مصرف بتن را در كشور به خود اختصاص مي دهد از مستعدترين بخش هايي است كه بايد به ويژگي هاي ارزشمند افزودني هاي شيميايي بپردازد و آن را مورد مصرف قرار دهد.

پيشرفت هايي كه طي چند دهه اخير در تكنولوژي بتن به وجود آمده است بدون شك به پيدايش و نوآوري فراواني كه عرصه تكنولوژي مواد شيميايي پديد آمده ارتباط دارد. استفاده از افزودني هاي شيميايي جديد موجب دستيابي به برتري هاي فني و ويژگي هاي رفتاري برتر بتن و همچنين سهولت در اجرا و صرفه جويي در نيروي كار شده است، بنابراين ضروري است كه دانش و فناوري كاربرد مواد افزودني شيميايي در ايران بيش از گذشته توسعه يابد. 

در حال حاضر مصرف ساليانه افزودني هاي بتن در جهان حدود 21 الي 31 ميليارد تن تخمين زده مي شود.